خونریزی عادت ماهیانه از درون آن ، و چیزی که بطور مشخص ورودی واژن زنان رو مسدود کرده است. اینکه موجودیت و مفهوم پرده بکارت چیست یکی از اسرار جاودانه و نهفته در بدن زنان است. اگرچه که بنظر نمیرسد این بخش وظیفه خاصی داشته باشد، و چیز مشهود اینستکه بافت پرده تنها باقی مانده از پروسه رشد و شکل گیری واژن باشد.


از نظر روان شناسی بنظر می آید که این بخش باعث می شود که جرم و چرک نتوانند وارد سطح داخلی واژن گردند. حتی می توان گفت که در بچه ها و اطفال ، پرده میتونه تا حدی یک نقش محافظتی رو در برابر وارد شدن اشیا بداخل واژن رو بازی نماید. در بعضی مواقع مشاهده میزان آسیب به پرده میتونه دلیل بر وجود رابطه نامشروع و یا حتی دال بر مورد آزار واذیت قرار گرفتن نیز تلقی گردد. در طول تاریخ فرهنگهای بسیاری رو می توان دید که دراونها داشتن روابط جنسی خارج از چهارچوب ازدواج ، غیر قانونی می باشد. در این فرهنگها دست نخورده بودن پرده دال بر نداشتن رابطه جنسی برای فرد تلقی میگردد. ارتباط یاد شده امروزه دلیل برخورد بین فرهنگ و روان گردیده است.


اما از نظرعلمی مفهوم دست نخورده بودن پرده بیشتر به یک افسانه غیر واقعی می ماند. دلیل آن هم این است که پرده دارای انواع گوناگونی از نظر شکل ، ضخامت و اندازه می باشد. حتی ازانواع آن میتوان به نوع حلقوی آن اشاره کرد که پرده تمامی ورودی داخل واژن را مسدود میکند و تنها یک سوراخ در میان آن قرار دارد. یا میتوان به پرده جداره دار اشاره کرد که دارای شکافهای باریکی در قسمت مرکز به پایین آن میباشد. اکثر پرده ها تمامی بخش ورودی واژن را پوشش نمیدهند و همواره دارای منافذی برای خروج خون و مواد زائد در طول مدت عادت ماهیانه هستند.اما در بعضی موارد نادر پرده می تواند قطور باشد و یا بدون سوراخ بوده و یا تمامی بخش ورودی واژن را پوشش دهد. اینگونه پرده ها احتمالاٌ اجازه قائدگی و یا نفوذ آلت جنسی مرد در زمان آمیزش جنسی و یاهر چیزی که بخواهد وارد واژن گردد را نخواهند داد. در اینصورت در زمان سیکل ماهیانه خونریزی صورت نخواهد گرفت و نتیجه آن پر شدن واژن از خون خواهد بود که این خون میتواند به سمت رحم حرکت کرده و موجبات دردسر را برای فرد فراهم آورد. اگرچه که پزشکان این مانع را با یک جراحی ساده و ایجاد شکاف برطرف خواهند کرد.


از آنجا که پرده بکارت میتواند دارای اشکال مختلف باشد ، باید دریافت که بازبینی آن نمیتواند دلیلی محکمی برای اثبات این مورد باشد که فرد دارای رابطه جنسی بوده است یا خیر. این قضاوت نادرست میتواند برای افرادی هم که پرده آنها در اثر فعالیتهای ورزشی ، خودارضایی ، استفاده از تامپسون ، کشیدگی بیش از حد ، نبود مادر زادی ، تستهای پزشکی و غیره باشد نیز بیجهت منظور گردد و آنها را دچار دردسر گرداند. حتی بسیاری از مدارک از این حکایت میکند که پاردگی پرده در اثر کشیدگی بیش از حد در فعالیتهایی مانند رقص ، ژیمناستیک و یا اسب سواری نیز شایع است. حتی گونه ای پرده نیز وجود دارد که بسیار انعطاف پذیر بوده و در اثر ورود آلت جنسی یا جسم خارچی به واژن ، آن بکناری زده خواهد شد و ممانعتی ایجاد نخواهد کرد. در ادامه باید یاد آور شد که پارگی پرده ممکن است با مقداری درد و مدتی خونریزی همراه باشد ولی موارد بسیاری نیز وجود دارد که پرده بدون درد و خونریزی پاره گردیده است.

Hymen یا همان پرده بکارت غشایی ا ست که تمام یا قسمتی ازدهانه واژن را می پوشاند
. Hymen لغتی یونانی ست به معنای پوست یا پرده که از نام الهه ازدواج و عروسی یونانیان


God Hymen وام گرفته شده. یونانیان باستان از این لغت برای انواع پرده ها از جمله پرده ای که قلب را احاطه می کند(پریکارد)، استفاده می کردند، اما با گذشت زمان، کاربرد آن به پرده بکارت محدود شد .

در طول نخستین مراحل رشد جنینی، به طور کلی هیچ بخش ورودی به واژن وجود ندارد. لایه باریک بافتی که در این مرحله واژن را می پوشاند، قبل از تولد به طور ناقص تقسیم می شود، این لایه بعدها پرده بکارت را به وجود می آورد. در صورتیکه در مرحله قبل از تولد، تقسیم لایه به طور کامل صورت گیرد، موجب می شود بعضی زنان به طور مادرزاد، پرده بکارت نداشته باشند .

بسیاری تصور می کنند که پرده بکارت، داخل واژن قرار دارد. در صورتیکه اینطور نیست. پرده بکارت، بخش خارجی اندام جنسی است و دقیقا در ورودی دهانه واژن قرار دارد .


انداممان را چقدر می شناسیم؟

بسیار مهم است که بدانید بدنتان به چه شکلی است. البته در مورد شکل یا رنگ اندام جنسی تان نگران نباشید. بعضی ها تیره اند، بعضی روشن، بعضی کوچکند، بعضی بزرگ. اما غیر عادی نیستند. در نظر داشته باشید که هیچ واژنی دقیقا شبیه آن دیگری نیست.اندازه و شکل این سوراخ از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است.

انواع رایج پرده بکارت عبارتند از :


حلقوی: در این نوع، پرده به صورت حلقه ای دور ورودی واژن را می پوشاند .

ارتجاعی: پرده ای که به اندازه کافی انعطاف پذیر و قابل ارتجاع ا ست و به هنگام ورود آلت تناسلی مرد، پاره نمی شود یا به طور جزئی پاره می شود و هیچ خونریزی ندارد .

دو سوراخی یا تیغه ای: پرده ای که یک تیغه ممتد در طول ورودی واژن دارد .

غربالی (سوراخ سوراخ): این پرده به طور کامل در عرض مهبل کشیده شده اما سطح آن سوراخ سوراخ است .

در صورتی که پرده حلقوی باشد حتی پس از انجام رابطه جنسی معمولا هیچگونه پارگی و یا خونریزی وجود ندارد و اینگونه خانمها تا زمانی که زایمان طبیعی نداشته باشند پرده آنها همچنان بکر باقی میماند و در هنگام زایمان پاره میشود که در این صورت اون خانم بینوا هم باید درد زایمان رو تحمل کنه و هم درد پارگی پرده بکارت رو !

بعضی ها مادرزاد پرده بکارت ندارند، بعضی دیگر پرده بکارتشان بدون سوراخ است، درحالیکه برخی دیگر پرده های بسیار ضخیمی دارند که ممکن است برای پاره کردن آن، کمک پزشک مورد نیاز باشد تا از بروز درد در هنگام ارتباط جنسی جلوگیری شود، این شیوه را بریدن پرده می نامند.طی اولین دخول، پرده بکارت در چند جا پاره شده و به چند قطعه تقسیم می شود، غالبا تا زمانی که زن، نوزادی به دنیا بیاورد باقیمانده پرده در دهانه واژن وجود خواهد داشت .

پرده بدون سوراخ یا بسته چیست؟ پرده ای که تنها با خروج نوزاد پاره می شود، اما به صورت خطوط نامنظم گوشتی پیرامون ورودی واژن باقی می ماند. در دخترانی که به سن بلوغ می رسند، در صورتیکه دارای پرده بسته باشند، خون قاعدگی پشت آن جمع شده و نمی تواند خارج شود در نتیجه باعث بروز درد می شود، اینگونه افراد باید به دکتر مراجعه کرده تا طی عمل جراحی و ایجاد برشی در سطح پرده، خون قاعدگی از آن خارج شود .
چرا بعضی زنان در اولین ارتباط جنسی خونریزی ندارند و برخی دارند؟

گذشته از فقدان مادرزادی پرده بکارت در بعضی زنان، در صورتیکه زن در هنگام س ک س، آرام و بدون تنش بوده ، زمان کافی برای عشق ورزی داشته باشد، با طرف مقابل خود احساس راحتی کند و دهانه واژنش به اندازه کافی مرطوب باشد، آلت تناسلی مرد به نرمی وارد واژن او می شود و به این ترتیب در اولین ارتباط خونریزی نخواهد داشت. اما اگر زن مضطرب باشد یا بترسد و پاهایش را جمع کند دهانه واژن تنگ خواهد شد و هنگام دخول خونریزی و درد خواهد داشت .

بعضی مردها ادعا می کنند که می توانند در حین س ک س تشخیص بدهند زن قبلا س ک س داشته یا نه، چنین نیست. تنها چیزی که مردان می توانند حس کنند، مضطرب و نگران بودن زن است که به همین دلیل خودشان را منقبض کرده و دهانه واژن به نظر تنگ تر می آید .

از آنجائیکه در نظر مردم پرده بکارت، پرده ای بسیار سفت و محکم است که تنها با فشار پاره می شود، برخی مردها در هنگام س ک س فشار زیادی به دهانه واژن آورده و موجب پارگی دهانه واژن، درد و خونریزی می شوند. در صورتیکه، اگر زن هنگام س ک س آمادگی کافی داشته و به دور از احساس اضطراب باشد هیچ نیازی به فشار از جانب مرد نیست .

نکات قابل توجه در مورد پرده بکارت :

رشته های عصبی در پرده کم هستند و به همین دلیل در صورت آرامش جسمی و روانی، پارگی آن معمولا بدون درد است .

عمل دخول و پاره شدن پرده بهتر است در زمانی که بدن آرام است و هیچ اضطراب و خستگی وجود ندارد انجام شود. بنابراین نزدیکی در اولین شب ازدواج و پس از مراسم طولانی عروسی توصیه نمی شود .

زنان بهتر است قبل از نزدیکی، نه به منظور گرفتن گواهی سلامت پرده بکارت بلکه به دلیل آگاهی از نوع پرده به پزشک متخصص زنان مراجعه کرده و توضیحات لازم را درخواست کنند. زیرا در موارد نادری که پرده از نوع ضخیم است، احتیاج به عمل جراحی دارد .

در صورت تنگی دهانه واژن، بهتر است از کرم و ژلهای تسهیل کننده یا اسپری بی حس کننده استفاده کرد. ضمن اینکه تحریک زن وخروج ترشحات از دهانه واژن موجب روان شدن دهانه واژن و سهولت ارتباط جنسی می شود .

گاهی پرده بکارت با یک یا دو بار نزدیکی کاملا پاره نمی شود وهر دفعه قسمتی از آن پاره شده و کمی خونریزی می کند. بدون پارگی پرده، مایع اسپرم ریخته شده بر روی آن می تواند موجب حاملگی شود، زیرا اسپرماتوزوئید موجود در اسپرم می تواند از سوراخ پرده حرکت کرده و به طرف تخمک زن برود و حاملکی ایجاد گردد. در این موارد زن با پرده سالم حامله می شود .

ورزشهایی مانند سوارکاری، دو، پرش، شنا، رقص، باله، هرگز باعث پاره شدن پرده دختر نمی شوند مگر اینکه وی طی حادثه ای و در هنگام بازی، سقوط کرده و در همان زمان جسمی نوک تیز به پرده اصابت کند و موجب پارگی آن شود .


 

کپی برداری از مطالب بدون ذکر نام ایران ویج مجاز نیست.

۵۸ ديدگاه براي “همه چیز در مورد پرده بکارت”

  1. neda می‌گه:

    سلام بعد می خواستم ببینم یکی از دوستانم هم همین مشکل رو داشت ولی اون فشار زیادی به رحمش وارد می کرد میخواستم ببینم در این صورت چی پرده سالم است یا نه ؟بعد می خواستم ببینم در اثر ضربات احتمالی ورزش کونگ فو یا در صورت افتادن با باسن از بلندی پرده می تونه پاره شه یا نه؟

  2. ندا می‌گه:

    سلام.میشه یه عکس از پرده بکارت کنگره دار برام بفرستین؟
    آیا پرده بکارت کنگره دار موقع اولین نزدیکی خونریزی میکنه؟
    میشه بیشتر در مورد این نوع پرده برام توضیح بدین؟
    لطفا جوابو به ایمیلم بفرستین.ممنون

  3. دختر می‌گه:

    سوالامونو چه جوری میشه بپپرسیم؟!!!!!

    • نازی می‌گه:

      سلام به شماوتشکر.من سه ساله ازدواج کردم و متاسفانه از امیزش جنسی وحشت دارم.هنوز دخترم.به پزشک زنان مراجعه کردم گفتن پردم نازک نیست ولی گفتن با لیدوکایین بی حس کن وامتحان کردم درد شدیدی داشتم نمیتونم بذارم دست خودم نیست. واینقدر عصبی میشم که به لرزه می افتم.برای جراحی بکارت هم وقت گرفتم ولی مشکل من اینه که نمیتونم بذارم دخول صورت بگیره برام یه فوبیاست.حتی موقع معاینه هم وحشت ودرد داشتم.کلا ترسو هستم.حتی از خوندن پیغامهای همین صفحه چندشم شد وخودمو جمع کردم.هیشکی جز خودم و همسرم نمیدونه.دلم بچه میخوادو همه دارن بهم فشار میارن.چکار باید بکنم.تنها چارم اینه که من بیهوش باشم ودخول صورت بگیره.خواهش میکنم کمکم کنید.خیلی خسته شدم.

      • سجاد می‌گه:

        من دانشجوی مددکاری دانشگاه علوم بهزیستی هستم
        ما اونجا یه استاد داریم به اسم دکتر اقلیما
        ارشد سکس تراپی از دانشگاه فرانسه داره
        خواستین به من ایمیل بدین یا خودتون بیاین دانشگاه توی ولنجکه
        مطمئن باشین انشالله مشکلتون حل میشه

  4. یاس می‌گه:

    سلام نازی خانوم منم دقیقا مشکل شما رو دارم و شدیدا دلم بچه میخواد نمیدونم چیکار کنم خدا کنه مشکلمون حل شه

  5. آنا می‌گه:

    با سلام به نازی خانم وخانم یاس:
    من فکر میکنم این مشکل احتمالا ریشه در کودکی داشته باشه ولی به هرحال باید با هسرتون پیش یه هیپنوتیزم کار برید تا قسمتی از ذهن شما رو که با این مشکل درگیره رو رو به کلی ازذهن شما عزیزن پاک کنه واین مشکل انشاا.. رفع میشه چون من در مورد این مشکل شنس=یده بودم از یه حاج آقا پرسیدم این راهکار رو میگفت.

 

00

 

ادامه نوشته

000

ادامه نوشته

 

ادامه نوشته

این روزها هرچه می دووم نمی رسم نکند کلاغ قصه ها شده ام

پنجره را که باز می کنی
دلم می آید و
لبِ طاقچه ی نگاهت
می نشیند!
می بینی؟!
دلم بی دام و دانه
جَلدِ نگاهت شده است..!!!
.
.
.
خیلی وقت است فراموش کرده ام …
کدامیک را سخت تر می کشم … ؟
رنــــج !
انتظار !
یا نفس را …
.
.
.

صـــدای قـــلب نــیست
صـــدای پــــای تــوست
کـه شـب ها در ســینـه ام مــی دوی
کـــافی اســـت کــمی خــسته شوی
کـــافی اســـت کــمی بـایـستی …
.


.
.

همیشه باید کسی باشد
تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
باید کسی باشد…
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد…
کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد که دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ بوسیدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد همیشه…!
.
.
.
برای دلم گاهی پدر میشوم !
خشمگین میگویم : بس کن ؛ تو دیگر بزرگ شدی !
.
.
.
آرزو دارم فقط یکبار سرت را روی سینه ام بگذاری
تا طپش نامنظم قلبم را احساس کنی
ولی از این میترسم که قلبم به احترامت بایستد!
.
.
.
سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند
.
.
.
حواسم را هر کجا که پرت می کنم ، باز کنار تو می افتد !
.
.
.
سالها بعد، یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست کجایی اما،
آرزوی من برای خوشبختی تو، تو را درخواهد یافت و در بر خواهد گرفت
و احساس خواهی کرد اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تر
و نخواهی دانست که چرا…
.
.
.
ایــــــن اشکــــــــ هــــا از قلبیستــــــــ که شبیــــــه دخترکـــــــــے لجبـــــــاز
فقطـــ تــــو را مے خواهـــد و از بـــــازے با خاطراتـــــــــــ خستهـــ شـــــــده . . .
.
.
.

ایستاده ام….
تنها….
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا ….
انگشت هایم را می شمارم
یک.
دو..
سه…
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو ….
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربانی ات را ثابت کنی
ولی….
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی…
ومن ….
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس….
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش…
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می بازم.…
مطمئن باش!
.
.
.
این شعر آبی می نشیند روی کاشی
وقتی که معشوق غزل هایم تو باشی
برگرد…
شاید شعر آرامش بگیرد
چیزی نمانده واژه را از هم بپاشی
.
.
.
امشب شبی ست
که دریای دل
طوفانی ست
ناگفته هایم باشد
برای شبی دیگر با یک شور دیگر…
.
.
.
ببــــــــــار بــــــــاران….
مـــــــــــــن ســـــــــــــفرکـــــــر ده ای دارمــــ کــــــــه یــــــــادم رفــــته…
آبـــــــــــــ پشتــــــــــ پـــــــــایش بـریــــــــزمـــــ…..
.
.
.
از حقیقتــــــــ ـ ـ ـ ـ های تلخ خسته ام …
یک دروغ شیرینـــــــــــ ـ ـ ـــــ بگو
“بگو دوستــ ـ ـــت دارم…”
.
.
.
وقتی عطر تنت را میخواهم ، به باد هم التماس میکنم ، خدا که جای خود دارد
.
.
.
دلم هوای تو را می کند میروم سراغ شعرهایم…
این روزها خوب یاد گرفته ام خود را به کوچه علی چپ بزنم……!!
.
.
.
نمی دانــم …
چــرا بیــن ایــن همــه آدم
پــیــله کــرده امــ
بــه تــو …
شــاید فــقط با تــو
پــروانــه می شـــوم …
.
.
.
تفاوتی ندارد خواب باشم یا بیدار ؛ زیباترین تصویر پیش چشمانم همیشه “تویی”
.
.
.
گاهی به سرم می زند بزنم زیر همه چیز و همه چیز !
اما سر که کاره ای نیست ، این “دل” است که فرمانروایی میکند …
.
.
.
پرستوهای رؤیا
هر شب تو را
در چشم من
تخم می گذارند
و سحرگاهان
فوج فوج
از شاخسار نگاهم
به باغ دلم پر می کشی
و مرا چون سازی
از نغمه های شیرین
پر می کنی
دنیای قشنگی دارم
با خیال بیدارت !
.
.
.
برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای …
همین کافیست … !
.
.
.
می خواهم بِدهم دنیا را برایم تنگ کنند ، به اندازه آغوشت !
.
.
.
تــو را که از دلــم کم میکنــم ، باقیمانده صفــر میشــود …
.
.
.
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود من …
.
.
.
مثل آسمــــان می مانی
دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ
.
.
.
یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه‌ و حرفی نزنه ها ! فقط باشه…
.
.
.
وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبه‌ﮮ آغوشت به جاذبه‌ﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد
کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد …
.
.
.
تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ….
چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟!
.
.
.
خورشید را در آغوش گرفته ای
پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای
موهایت را به دست نسیم
چه خوش غیرتـــــــم من !
.
.
.
دلى که اندوه دارد
نیاز به شانه دارد نه نصیحت…
کاش همه این را مى فهمیدند….!
.
.
.
مدتـــهاســـت
دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد
تــو بیـــــــا
مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن…
.
.
.
باید جشن بگیرم…
اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند…
.
.
.
چهار فصل کامل نیست !
هواــے تو ، هوای دیگریست

ghamgin جمله ها و دلنوشته های عاشقانه

خط ت را که عوض کردی من ماندم و “دوستت دارم” هایی که هیچوقت دلیور نشدند…
::
::
می دانی اگر هنوز هم تو را آرزو می کنم برای بی آرزو بودن من نیست !
شاید زیباتر از تو آرزویی سراغ ندارم…
::
::
خیالت تخت
چنان به خوابهایم سرایت کرده ای که بی خیالت هم آغوش هیچ تختی نمی شوم !
::
::
بعضی آدمها به بعضی چیزها عادت نمی کنند…
مثل من به نبودن تو !
::
::
مرا به جان تو قسم میدهند …
نگاه کن ، همه میدانند که‌ برابم همیشگی ترینی …
::
::
یادت نخواهم انداخت که برگردى اگر مهم باشم یادت خواهم ماند …
::
::
یکدیگر را گم کرده ایم تا یکی دیگر را پیدا کنیم
به همین سادگی …
::
::
دلم یک آلزایمر خفیف می خواهد ، آنقدر که یادم نرود به نفعم است که به چند زبان زنده ی دنیا سکوت کنم …
::
::
با تو هنوز زیر بارانم …
چتر برای چه ؟
خیال که خیس نمی شود …
::
::
فکر کنم به بوی عطر تو حساسیت دارم ، همین که در ذهنم می پیچد ، از چشم اشک می آید …
::
::
طب مدرن
طب سنتی
طب سوزنی
همه را امتحان کرده ام ، درد بی درمان است درد دوریت !
::
::
احساسم را نمی فروشم حتی به بالاترین بها …
ولی آنگونه که بخواهم خرج می کن برای آنهایی که لایق آن هستند …
::
::
جواب محبت آدمها را به موقع بدهید !
محبتهای تاریخ گذشته عطر و طعم اصلی را نخواهد داشت …
::
::
حواست باشه هرکسی زنگ قلبتو زد زود در رو باز نکنی چون بعضیها مثل بچه های مردم آزار زنگ میزنن و فرار میکنن …
::
::
آدم های ساده را دوست دارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند
برای همه هستند
آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد…
::
::
چه اشتباه فاحشی ! او عشق من بود و من تجربه او…
::
::
تمام حکم های دل در دستم بود ولی باز هم به دستان تو باختند …
::
::
خواستم دل بکنم، نمی گویم نشد اتفاقا شد !
من کنده شدم و این روزها بدون دل پرسه می زند تنم !
::
::
دستم را بگیر ، نگذار به یادت بیفتم …
::
::
من به جای خالی اش بیشتر از خودش عادت کردم … اعتراف تلخیست …
::
::
جای تو آنقدر خالی ست که من بلد نیستم توی این همه جای خالی زندگی کنم …
::
::
دستهایم این روزها بوی حافظ میدهند …
فال که میزنم ، کنعانم بدجور یوسفش را میخواهد …
::
::
همیشه دلم میخواست بدانم چه حالی داری وقتی که این همه دوستت دارم …
::
::
“دستم” را بگیر و مرا ببر به دور”دست” هایی که در “دست”رس هیچ “دستی” نباشم …
::
::
گاهی باید نباشی تا بفهمی نبودنت واسه کی مهمه …
اونوقته که میفهمی باید همیشه با کی باشی …
::
::
این بار که آمدی دستانت را روی قلبم بگذار تا بفهمی این دل با دیدن تو نمی تپد …
می ایستد …
::
::
بهانه ی بیداری ست قهوه ی “چشمانت”
::
::
گاهی فقط بوی یک عطر
یک تشابه اسم
برای چند لحظه باعث میشه دقیقا احساس کنی که قلبت داره از تو سینه ات کنده میشه …
::
::
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻌﻨﻲ ﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﻴﺎﺩ ﺳﺮﺍﻏﺖ ﺍﻣﺎ ته ﺩﻟﺖ ﺑﮕﯽ: ﺍﻭﻥ… ﺍﻭﻥ… ﺍﻭﻥ…
::
::
عشق مثل پرواز است …
بالا رفتنش جسارت می خواهد ، بالا ماندنش لیاقت !
::
::
تا تو هستی که دستانم را بگیری ، آرزو میکنم هر روز زمین بخورم !
کاش تابستانها هم برفی بود !
::
::
دیوانه نیستم ! فقط، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند، تو را “دوست” دارم…